عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

426

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

ده‌بكرى 775 ربع فرسخ به مرغك مزرعه‌اى است موسوم به ده‌بكرى كه آب آن و مرغك از همين رودخانه است و مالكين اين دو مزرعه اهالى بم و افشارهاى معروف به افشارهاى ده بكرى و خورده‌ارباب [ اند ] و خلقش پنجاه خانوار است و محصول آنها شتويا صيفيا قريب هفتصد - هشتصد خروار است : ده‌بكرى هفتصد - مرغك هشتصد . و محلّ مزبور سنوات قبل جزو جمع بم بوده و در هذه السنه ضميمهء ابوابجمعى زين العابدين خان سردار بلوچستان است و البته از طرف خود مباشر خواهد گذاشت . هواى اين نقطه نسبت به بم ييلاق و از جاهاى خوش‌آب‌وهواى باصفا است و غالبا اهالى و معتبرين بم تابستان را به اين نقطه آمده دو سه ماهى توقف و همين‌كه سورت گرمى هوا بشكند عودت مىكنند . و در كوههاى اطراف زيره و بنه فراوان است . مرغك 776 بالجمله در نزديك مرغك حاجى ولى خان حاكم بم و كريم خان سرتيپ و ميرزا غلامرضا لشكرنويس و غلامحسين خان سرهنگ پسر سليمان خان سرتيپ و بعضى از كدخدا [ يان ] و متصدى [ ها ] و ريش‌سفيدان استقبال كرده بودند و من هم به هر كدامى فراخور حوصله اظهار تلطّف و مهربانى كرده و سه ساعت به غروب وارد مرغك شديم . از آن وقت تا اواخر شب به اصلاح نواقص كارها و اتمام و انجام امورات راجعه به بم پرداخته شبانه مدلول حكم تلگرافى صدارت عظمى و احضار خودم را به طهران به آنها اطّلاع داده و براى آوردن بعضى اسب و شتر خودم كه در بم است امان اللّه خان ياور را با دو سه نفر سوارهء مظفر روانهء بم نمودم . خوانين بم 777 صبح چهارشنبه 20 بعد از اداى فريضه و خواندن قرآن و ذكر اوراد و اذكار همين كه دو ساعت از طلوع گذشت بعضى از صاحبمنصب [ ها ] و خوانين بم نزد من آمده مرخصى گرفته روانهء بم شدند و پاره [ اى ] ديگر مثل حاجى ولى خان حاكم بم و نرماشير و ميرزا غلام [ رضا ] لشكرنويس و حاجى اسد اللّه خان سرهنگ و يكى دو نفر ديگر روانهء سروستان شدند و اردو هم پيش‌وپس حركت نمودند .